محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

14

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و فرق ميان اين و اختلاج بدان است كه اختلاج دفعتاً حادث مىشود و نيز دفعتاً زايل مىگردد ؛ به خلاف ارتعاش و در ارتعاش ، عضو ميل به طرف پايين مىكند به خلاف اختلاج كه متوجه به جميع جهات و به بالا مايل مىباشد ، و گاه در قصبهء ريه به هم مىرسد و كلام مرتعش مىنمايد دايم تا سبب آن باقى است و رعشه كه عارض پيران مىگردد به سبب ضعفِ قوتِ ايشان ، زايل نگردد . « 1 » ارتفاع خصيه / خصيه مرتفعه ارتفاع خصيه : گاه عارض مىگردد علتى كه در آن خصيه از كيس خود به سوى عانه بالا مىرود و بسا است كه از نهايت ارتفاع ميل به مراق مىنمايد به حدّى كه از ظاهر به تمامِ ها غايب مىگردد و ديده نمىشود و در اين هنگام عسر البول و تقطير آن از شدت وجع نزد خروج به هم مىرسد و تعذّر در اكثر حركات و هرچند ارتفاع زياده [ باشد ] ، عروض اين عوارض زياده و هر چند [ ارتفاع ] كمتر [ عوارض آن هم ] كم‌تر . « 2 » ارتفاع خصيه ارتفاع خصيه : بالا رفتن يكى از آن هر دو است و يا هر دو از كيس خود به سوى عانه و مانع آيد از اكثر حركات و بول به دشوارى و قطره قطره آيد و سبب آن استيلاى برودت و ضعف است بر آن ؛ اگر ضعف باشد كوچك و كشيده شود به نفس خود ، چنانچه در حال خوف بسيار و فرو رفتن در آب سرد به هم مىرسد و اگر سبب آن قوى باشد ، خصيه تمامى بالا رود به سوى مراق و غائب شود و گاه به اسباب مذكوره ، قضيب نيز به تمامى بالا مىرود . « 3 » استرخاء / سستى اعضا استرخاء : مرضى است عصبانى كه ضعيف و سست مىگردد در آن عضلهء اعصاب حركت و عاجز مىآيد از تحريك عضو ؛ بدان سبب اعضا سست و افتاده مىباشد و

--> ( 1 ) . همان ، ص 53 . ( 2 ) . همان ، ( معالجات ) ، ص 77 . ( 3 ) . همان ، ص 53 .